بديع الزمان فروزانفر

230

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

و صورت متوجه شود از عالم خود مهجور مىماند و بدين مناسبت آن را سد و حائل خوانده است . صد هزاران نيزه‌ى فرعون را * در شكست از موسيى با يك عصا صد هزاران طب جالينوس بود * پيش عيسى و دمش افسوس بود صد هزاران دفتر اشعار بود * پيش حرف اميى آن عار بود امى : كسى كه نتواند خواند و نوشت ، ناخوانا و نانويسا ، آن كه خط خوان نباشد ، كسى كه بكتب آسمانى و انبيا ايمان ندارد ( تفسير امام فخر رازى ، چاپ آستانه ، ج 1 ، ص 578 ، محيط المحيط در ذيل : ام ) در اينجا مقصود حضرت رسول اكرم است كه در قرآن كريم بنام « امى » ياد شده است . ( الاعراف ، آيه‌ى 157 ) . قدرت مادى و ظاهرى را با قدرت روحانى و معنوى مقايسه مىكند بدين گونه كه فرعون و جالينوس و شعراى عرب ، نمونه‌ى قدرت مادى هستند و موسى كه عصا را اژدها و سحر ساحران فرعون و حشمت وى را در هم شكست و عيسى كه بدعاى خود بيماريهاى دشوار و علاج ناپذير را درمان كرد و حضرت رسول اكرم ( ص ) كه درس نخوانده بود و معجزه‌اى چون قرآن آورد و دفتر فصاحت و بلاغت شعرا و خطبا را در هم نوشت ، نمودار قدرت معنوى هستند ، معجزه‌ى هر يك از اين پيغمبران مناسب عصر خود و همانهاست كه ذكر كرديم ، ذكر جالينوس هم بدان نظر است كه طب اسلامى بر اساس پزشكى بقراط و جالينوس بوده و كتب جالينوس را متقدمان بدرس مىخوانده‌اند . بس دل چون كوه را انگيخت او * مرغ زيرك با دو پا آويخت او مرغ زيرك : مرغى است معروف كه به دو پا از درخت آويخته شده به آواز